|
❤❥❦ هنوز هم باورم نميشه ❤❥❦
سلامــــــ دوستاے گلمـــــ ❤ــــ مرسے كه به دفتر خاطرات مجازے من اومدے ببينم چرا تو فكرے ميخواے از اسمــــ وب لاگم بپرسے ◕‿◕ اين اسمـــ انتخاب كردم واسه همه چيزايے كه تو اين دنيا هستــــــ اما باورشون سخته يه چيز هميشه يادت باشه تو زندگے چيزهاے خوبے را كه در ذهن دارے تصور كن چون زندگے مال تو
|
میخوام در مورد چیزی حرف بزنم که همه ما میدونیم چی شاید هم خیلی هاتون تجربش کردین اگه نه دیر یا زود سراغ شما هم میاد عشق یا دوست داشتن به نظرتون فرقی بین این دوتاست؟؟؟؟؟ من که میگم اره پس الکی عشق با دوست داشتن اشتباه نگیر عشق جایگاش خیلی خیلی بالاتره اگه عشق باشه زود از کسی خسته نمیشی زود نگاه کسی دلتو نمیزنه هر روزوشب دوست داری صداشو بشنوی؛ من تو گوشم شنیدم صدای آدمهایی که دوست داشتنشون تو گوشم زمزمه کردن منم باور کردم هر بارم که باور کردم وبعدشم عادت کردم تا خواستم حضورشو کنارم احساس کنم دیدم نه نیست رفته تنهام گذاشته مثل بقیه پس اسم این دوست داشتن عشق نبود..تو زندگی من خیلی ها آمدن رفتن همشون هم اول میگفتن تو با همه فرق داری واسه من یه چیز دیگه ای. اما من نمیدونم چی میشه میزارن میرن با هزار تا علامت سوال گوشه ذهنم!!!! بابا اخه مگه میشه با تمام احساس به یکی بگی دوسش داری بعد بری با یه بهانه الکی تازه جالب میدونی چی آخرشم خودم مقصر شناخته میشم که من بد کردم اماخدای من خودش میدونه فقط تو قلبم آن بود به هیچکسی جز آن فکر نمی کردم ستاره های زیادی اطرافم بودن اما من نگاه وچشمک زدن آن ستاره می خواستم ودوست داشتم.هر بار که پیش خودم گفتم این با بقیه فرق داره این دیگه تنهام نمیزاره اما بازم اشتباه می کردم اینم رفتو نموند کنارم هیچ چیزی تلخ تر ازبه یاد آوردن حرفای عاشقانه کسی نیست که برات یه روزی قشنگ بودواز شنیدنش هزاران بار هم اگه بود خسته نمیشدی میخوام فقط بهت یه چیز بگم توروخدا یا عاشق باش یا اصلا کسی دوست نداشته باش وقتی با دیدن وشنیدن صدای یکی احساس کردی قلبت لرزید همون طوری که به صدای قلبت گوش کردی.بازم بارها... بارها... از قلبت بپرس تو واقعا دوسش داری می خوای تا آخرش باهاش باشی. تا نه خودت اذیت بشی و نه طرفت به خدا شکستن قلب کسی خیلی نامردی.من که دیگه دوست داشتن از یادم رفته قلبم یخ زده نمیدونم چطوری دیگه دوست داشتن کسی دلم نمی خواد کسی باشه تا وقتی صبح از خواب پا میشم به کسی بگم صبح بخیر وقتی میخوام بخوابم به کسی بگم شب بخیریا از کسی خبر داشته باشم کسی ازم خبر داشته باشه واینکه اخر قصه بیادبهم بگه مثلا واسه اینکه من ناراحت نشم تهش بگه که تو خیلی خوبی من لیاقت ترو ندارم اخه این چه حرف بیراهی که خیلی ها می زننداگه عاشق باشی بد باشی سعی میکنی بشی یه فرشته مثل عشقت تا دیگه نگی من لیاقت ترو ندارم...

دیگر تو را آرزو نخواهم کرد ، هیچوقت ! تو را لحظه ای خواهم پذیرفت که خودت با دل خود ، با خواسته خود ، با عشق و از صمیم قلبت بیایی ، نه با آرزوی من ...
من فقط کسی می خواستم تا شادی غمم رو باهاش قست کنم.اگه قرار باشه روزی دوباره کسی دوست داشته باشم کسی انتخاب میکنم که مثل خودم قلب بزرگی داشته باشه اگه من یه جایی کم آوردم آن باشه بهم بگه مونا داری کم رنگ میشی چرا ...نه اینکه به جای اینکه بهم بگه بره تنهام بزاره منو به یکی دیگه ترجیح بده....

به چه می خندی تو ؟!
به مفهوم غم انگیز جدایی ..؟
به چه چیز؟؟
به شکست دل من...یا به پیروزی خویش؟.....
حالا که فرقی نمی کند...
کنارت ایستاده باشم
یا نه
بگذار همه چیز را...
از وسط قیچی کنم
تا تو...
در نیمی باشی
من...
در نیمی دیگر
راستی.......
با دستی که
روی شانه ات
جا گذاشته ام ... چه می کنی؟...
